الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

244

تفسير مجمع البيان (فارسى)

قرائت : از ابى عمرو روايت شده كه او القارعه را در قرائت اماله داده و حمزه و يعقوب در وصل ماهى خوانده و ديگران ما هيه باثبات ياء خوانده‌اند و اختلاف در وقف نكرده‌اند كه آن با هاء خوانده مىشود . دليل : ابو على گويد : اماله قارعه اگر چه متعلى در آن مفتوحا جايز است و جهتش اين است كه كسره راء بر آن غالب شده ، پس آن را اماله داده ، و گاهى اماله داده شده چيزى كه از آن دور بوده مثل قادر و سيبويه پنداشت كه اين لغت قبيله‌اى است كه عربيّت آنها پسنديده است و همين طور طارد و طاهر و اماله تمام اينها جايز است هر گاه راء مكسوره باشد ، سيبويه گويد ، كه اصحاب اين لغت در اشعار خود گفته‌اند : عسى اللَّه يغنى عن بلاد ابن قادر * بمنصهر جون الربّاب سكوب اميد است كه خداى بينياز گرداند از بلاد پسر قادر به ابرهاى سفيد بارنده اى كه آب جارى سازد ، شاهد اين بيت كلمه قادر است ، و سيبويه در الكتاب خود گويد ، ما از كسانى كه مورد اعتماد ما بودند شنيديم كه بعضى از عربها ميگفتند ( به ندبه بن خشرم ) عسى اللَّه يغنى . . . و امّا قول خدا ، ما هيه ، پس وقف مىشود بهاء براى اينكه آن هاء فاصله است و فاصله‌ها هم موارد وقف مىباشد چنانچه اواخر ابيات همچنين است ، و اين از چيزهايى است كه تقويت مىكند حذف ياء را از يسر و آنچه مشابه آنست آيا نمىبينى كه ايشان ياء را حذف كرده‌اند از مثل قول : و لانت تغرى ما خلقت * و بعض الفتوم يخلق ثم لا يغرى